فون فایندر

موبایل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶

چگونه دلیلغ را از تعدادین نقطه روشن خاموش نماییم؟

دسته بندی : موبایل تاریخ : سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶

فقط روشن کـــردن

روشن کـــردن یک دلیلغ از تعدادین نقطه را با هستفاده از یک تایمر و تعداد عدد شستی مورد نیاز می توان انجام داد.

اما مشکل این روش این هست که ما فقط میتوانیم دلیلغ را روشن کنیم و مدت زمان که مورد نیازمان هست تا دلیلغ خاموش شود دست ما نیست 

ما یکبار زمان تایمر را تنظیم میکنیم سپس با هر بار فشار دادن شستی لامپ ها طی یک زمان از قبل تعیین انجام گرفته روشن می شوند

این مورد افزایش برای راه پله کاربرد دارد

ولی برای جاهایی مثل پارکینگ و یا کارگاه ها بهتر هست دلیلغ های اصلی با فشار دادن کلید روشن بمانند و تا تایمی که ما کلید را  در حالت خاموش قرار نداده ایم خاموش نشوند.

چگونه علایم سینوزیت را دانسته و از آن پیشگیری کنیم؟

دسته بندی : موبایل تاریخ : دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶

راههای  متفاوتی برای پیشگیری از سینوزیت وجود دارد که به تعدادین مورد از آنها اشاره می کنم  .

۱- پیشگیری از سینوزیت با بخور

تنفس هوای گرم و مرطوب باعث کاهش تورم منافظ سینوس ها خواهد انجام گرفت .

۲- گرفتن دوش آب گرم

آب گرم باعت افزایش جریان خون در سینوس ها اثر ضد اتقانی (گرفتگی) خواهد داشت .

۳- نفس کشیدن در هوای تمیز

از افراد سیگاری دوری کنید و در فصل گرده افشانی در و پنجره ها را ببندید و کاهش بیرون بروید تا دچار حساسیت نشوید .

۴- زیاد مصرف نکـــردن مواد لبنی

مصرف مواد لبنی در حد مفید آن باانجام گرفت نه افزایش .

۵- نخوردن مواد محرک

شکلات و تنقلات گرفتگی سینوس ها را افزایش می کند .

۶- ورزش کـــردن

نرمش روزانه به مدت ۲۰ دقیقه باعث افزایش جریان خون در بدن وسینوس ها می شود و تورم منافظ سینوس هارا کاهش می دهد .

۷- نوشیدن زیاد آب و نوشیدنی ها

روزانه ۶ تا ۸ لیوان آب بنوشید تا ترشحات بدن وسینوس ها رقیق شود .

۸- مرطوب نگه داشتن بینی

روزانه تعداد بار بینی خود را با آب نمک مرطوب کنید.زیرا آب نمک با اثرات ضد التهابی تورم منافذ سینوس ها را کم می کند .

«فداییان اسلام در حوزه علمیه قم» در گفت‌وشنود با آیت‌الله حاج شیخ صادق خلخالی

جلوگیری از تشییع پیکر رضاخان، بزرگترین خدمت آنها در دوره اقامت در قم بود

مرحوم آیت‌الله حاج شیخ صادق خلخالی، از جمله علاقه‌مندان به فعالیتهای سیاسی ـ مبارزاتی فداییان اسلام، دردوران حضور آنان در حوزه علمیه قم بود و با شهید سید عبدالحسین واحدی نیز دوستی داشت. وی درگفت‌وشنودی که در پی می آید، به شمه ای از خاطرات خود از فعالیتهای سیاسی این گروه اشاره کـــرده هست.امید آنکه مقبول افتد.

□ جنابعالی از چه مقطعی و چگونه با شهید سید مجتبی نواب صفوی و فداییان اسلام آشنا انجام گرفتید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض کنم که شهید سید عبدالحسین واحدی با مرحوم آقا سید مصطفی خمینی دوست بود و بنده هم با ایشان دوست بودم. گاهی هم به حجره ما می آمد و از طریق او بود که با فداییان اسلام آشنا انجام گرفتم. شهید نواب صفوی را هم از دور می‌شناختم و می‌دانستم سید جلیل القدری که غیرت دینی زیادی دارد. آشنایی من با فداییان اسلام به برهه‌ای برمی‌گردد که قرار بود جنازه رضاخان را به قم بیاورند. فداییان اسلام و بعضی از علما از جمله مرحوم آیت‌الله خوانساری با این قضیه مخالف بودند. آیت‌الله بروجردی هم با این قضیه موافق نبودند، اما اظهار نظر صریحی نمی‌کـــردند، اما اطرافیان ایشان ــ که بعضیهایشان با دربار سر و کار داشتند ــ تلاش خود را می‌کـــردند که جنازه رضاخان را به قم بیاورند و مخصوصاً توقع داشتند که یکی از علمای قم بر جنازه نماز بخواند و اگر بشود او را در قم دفن کنند. فداییان اسلام علیه این کار شروع به فعالیت کـــردند، به طوری که هیچ یک از علمای شاخص قم و زیادی از طلاب در روز آوردن جنازه به قم، ازخانه‌هایشان بیرون نیامدند و در نتیجه پس از اینکه جنازه را با قطار از اهواز آوردند، آن را در حرم گرداندند و سریع به حضرت عبدالعظیم بردند و در آنجا در مقبره‌ای دفن کـــردند. ما این مقبره را بعد از انقلاب ویران کـــردیم. به صورت حتم ما درآن به آثار جنازه ای برنخوردیم، شاید این حرف درست باانجام گرفت که محمدرضا بقایای جنازه پدرش را با خود برده بود، عده‌ای هم این حرف را نقل کرد اند. در هر حال حرکت فداییان اسلام باعث انجام گرفت که جنازه رضاخان در قم دفن نشود و این یکی از خدمات آنها‌ست.

 

□ کدامیک از مراجع از فداییان اسلام حمایت می‌کـــردند؟

بعضی از جناب آقاان مراجع آنها را قبول داشتند، از جمله مرحوم آیت‌الله صدر که آنها را تأیید می‌کـــرد و این موضوع را خیلیها در قم می‌دانستند، یا مرحوم آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری ــ که سابقه مبارزه با انگلیسی‌ها را در عراق هم داشت ــ‌ با اینها ارتباط نیکوی داشت.

□ از تأیید این بزرگان خاطره خاصی هم دارید؟

بله، یک شب سوم ماه شعبان به معقولت میلاد حضرت ابا‌عبدالله‌(ع) در مدرسه فیضیه جشنی بر پا کـــردیم. بعد از نماز مغرب و عشا به امامت مرحوم آیت‌الله خوانساری، شهید سید عبدالحسین واحدی منبر رفت. آیت‌الله خوانساری یک ساعت پای منبر او نشستند و بعد هم او را مورد تفقد قرار دادند و بوسیدند. این موضوع برای اطرافیان آیت‌الله بروجردی خیلی سنگین بود و به همین دلیل، آنها با آیت‌الله خوانساری مخالفت می‌کـــردند.

 

□ به نظر شما دلیل رابطه آیت‌الله بروجردی با فداییان اسلام نیکو نبود؟

مرحوم آیت‌الله بروجردی انسان بزرگوار و جلیلی بودند. ایشان شیوه جدیدی را در تفقه بنا کـــرد و در دوره زعامت ایشان، حوزه علمیه قم به اوج اقتدار رسید و افرادی در آنجا تربیت انجام گرفتند که بعدها توانستند به عنوان یاران حضرت امام، نهضت اسلامی را پیش ببرند. در عظمت و شأن آیت‌الله بروجردی و خدمات کم‌نظیر ایشان به حوزه علمیه قم، جای هیچ‌گونه تردیدی نیست. ولی بعضی از اطرافیان ایشان، آدمهای سالمی نبودند و با دربار ارتباط داشتند. اینها از هر فرصتی برای ممانعت از حرکت‌های صحیح اسلامی و اجرای احکام اسلام هستفاده می‌کـــردند. یکی از این اطرافیان، فردی به نام حاج‌احمد خادمی بود که تقریباً همه کارهای بیت را در قبضه خود داشت. خود مرحوم آیت‌الله بروجردی اهل آرزوروییهای تند با دستگاه نبودند، چون نمی‌خوهستند وضعیت دوره رضاخان تکرار و حوزه بار دیگر دچار فترت شود، به همین دلیل با سیهست خاصی رفتار می‌کـــردند. ایشان هم با زیادی از رفتارهای رژیم شاه مخالف بودند و بارها در برابر اعمال خلاف شرع شاه ایستادند، از جمله مخالفت با ابداًحات ارضی که شاه در کتاب انقلاب‌سفید از آن یاد کـــرده و نوشته فردی غیر مسئول، مانع از انجام آن انجام گرفت! در اواخر عمر هم ایشان از اینکه بشود از طریق شاه و دستگاه ابداًحاتی را به عمل آورد، مأیوس انجام گرفته بودند و به همین دلیل هنگامی که شاه از ایشان اجاره ملاقات خوهست، حاضر نانجام گرفتند با او ملاقات کنند.

 

 از قضیه مضروب انجام گرفتن فداییان اسلام در مدرسه فیضیه چه خاطره‌ای دارید؟

عده‌ای از لرها که به ارتباط با مرحوم آیت‌الله بروجردی تظاهر می‌کـــردند، به رهبری فردی به نام شیخ علی لر، بعد از نماز آیت‌الله خوانساری در مدرسه فیضیه با چوب و چماق به جان فداییان اسلام افتادند و آنها را به قصد کشت زدند، اسباب اثاثیه‌شان را از حجره‌ها بیرون ریختند و آنها را از مدرسه بیرون کـــردند. سید‌ عبدالحسین واحدی و سید هاشم پایتختی با سر و پیکر خونین فرار کـــردند و به صحن مطهر پناه بردند. از آن به بعد فداییان اسلام مرکز کارهای خود را به پایتخت منتقل کـــردند.

نخستین کار آنها در پایتخت، اعدام انقلابی احمد کسروی در کاخ دادگستری بود. به صورت حتم کسروی آدم پیش پا افتاده‌ای نبود و حتی می‌شود گفت که آدم محققی هم بود، اما منحرف و سر‌سپرده بود. بعد از کسروی، فداییان اسلام وزیر دربار شاه، عبدالحسین هژیر را ترور کـــردند، اما از همه حیاتی‌تر ترور سپهبد رزم‌آرا،  نخست‌وزیر شاه بود که رسماً و آشکارا مانع از ملی‌انجام گرفتن صنعت نفت و سرباز جیره‌خوار انگلیسیها بود. با ترور او توسط شهید خلیل طهماسبی، راه برای ملی‌انجام گرفتن صنعت نفت هموار انجام گرفت، اما مصدق و اطرافیانش به‌رغم قول‌هایی که به فداییان اسلام داده بودند، به عهد خود وفا نکـــردند و پایان سهم این پیروزی ملی را به نام خود ثبت کـــردند و به هیچ وجه حاضر نانجام گرفتند به نقش روحانیت، فداییان اسلام و آیت‌الله کاشانی اعتراف کنند، در حالی که اگر رزم‌آرا از سر راه برداشته نمی‌انجام گرفت، ملی‌انجام گرفتن صنعت نفت ممکن نبود. نکته عبرت‌آموز این هست که بعد از به قدرت رسیدن ملی‌گراها، حتی فداییان اسلام تحت تعقیب هم قرار گرفتند و به خانومدان افتادند. عامل این قضیه هم امیر علائی، وزیر دادگستری مصدق بود که در کتابهایش از فداییان اسلام به عنوان عمّال انگلیس نام برده و از آنها زیاد بدگویی کـــرده هست.

 

□ دلیل رابطه آیت‌الله کاشانی و فداییان اسلام تیره انجام گرفت؟

مرحوم آیت‌الله کاشانی زیاد آقا مبارز و آزاده‌ای بودند و به امام هم زیاد علاقه داشتند. ایشان یک بار به من گفتند: « قدر این سید را بدانید، او با رشادتش شما را نجات خواهد داد». در اوایل کار، فداییان اسلام زیاد به ایشان ارادت داشتند و جناب آقا کاشانی هم انصافاً از آنان حمایت نیکوی می‌کـــردند. حتی هنگامی که خلیل طهماسبی، رزم‌آرا را ترور کـــرد، این آیت‌الله کاشانی بود که با پافشاری خود، از مجلس حکم عفو او را گرفت. اما عده‌ای از اطرافیان ایشان، از جمله شمس‌ قنات‌آبادی و میراشرافی ــ که با دربار ارتباط داشتند ــ کاری کـــردند که کسی بدون اجازه آنها امکان دسترسی به آیت‌الله کاشانی را نداشت. اینها سعی کـــردند فاصله بین ایشان و فداییان اسلام را زیاد کنند و موفّق هم انجام گرفتند.

 

□ نظر حضرت امام درباره فداییان اسلام چه بود؟

هنگامی که بحث اعدام آنها مطرح انجام گرفت، حضرت امام و تعداد تن از علمای حوزه، به شاه نامه نوشتند و تأکید کـــردند که این اعدامها به صلاح او نیست، ولی بدیهی هست که شاه به این هانجام گرفتارها توجه نمی‌کـــرد. تنها کسی که احتمال داشت بتواند جلوی این اعدام‌ها را بگیرد، آیت‌الله بروجردی بودند. که به قولی یادداشت ایشان را هم به موقع به دست شاه نرساندند. ایشان درست در شب اعدام یادداشتی نوشتند تا حاج احمد خادمی برای حاج‌آقا رفیعی‌دشتی بفرستد و او هم آن را به دست شاه برساند. طبیعی هست که حاج‌ احمد که از مخالفین سردشوار فدائیان بود، تعلل کـــرد تا کار از کار بگذرد.

 

□ از شهادت سید عبدالحسین واحدی برایمان بگویید،با عنایت به اینکه با ایشان دوست بودید.

بعد از اینکه مظفرذوالقدر نتوانست حسین علاء را در مجلس ختم آقا‌مصطفی، پسر آیت‌الله کاشانی ترور کند و فقط مختصر جآسودهی به سر او وارد کـــرد، شهید عبدالحسین واحدی تصمیم گرفت برای کشتن علاء ــ که برای شرکت در جلسه عقد قرارداد سنتو به بغداد سفر می‌کـــردــ به اهواز برود و او را در آنجا ترور کند، اما بین راه دستگیر انجام گرفت و او را به دفتر تیمور بختیار آوردند. در آنجا بختیار به مقدسات دینی توهین می‌کند و سید عبدالحسین هم دوات را از روی میزش برمی‌دارد و بر سر او می‌کوبد. بختیار هم با هفت‌تیرش به او شلیک می‌کند و سید عبدالحسین واحدی دردم شهید می‌شود. بعدها روخانومامه‌ها نوشتند که او در حین فرار کشته انجام گرفته، اما همه می‌دانستند که او اهل فرار نبود.

 

□ اعدام شهید نواب‌صفوی و یارانش چه واکنشی را در جامعه برانگیخت؟

به دلیل سانسور و اختناق انجام گرفتیدی که وجود داشت، رویداد اعدام آنان خیلی موثر نانجام گرفت و طبیعتاً جز عده خاصی، کسی واکنش عمده ای نشان نداد و آنان در اوج غربت و مظلومیت شهید انجام گرفتند.

 

□ شما بعد از انقلاب، محمدتقی مجیدی، مدیر دادگاه شهید نواب‌ را محاکمه کـــردید. از آنها چه شنیدید؟

بله، من او را محاکمه و به اعدام محکوم کـــردم و مطالبی را از او و معاونانش شنیدم. می‌گفتندکه: آنها زیاد شجاعانه به هستقبال مرگ رفتند. نواب لباس روحانیتش را خوهسته و نقل کرد بود که: می‌خواهد در آن لباس به شهادت برسد. آن شب آنها غسل شهادت می‌کنند و تا صبح قرآن می‌خوانند و هنگام اعدام هم اذان می‌گویند.

 

□ و نقل کرد آخر؟

برخی سعی می‌کنند شهید نواب صفوی و یارانش را مورد هجمه قرار دهند و علیه حرکت حق‌طلبانه آنها سم‌پاشی می‌کنند. اینها با این کارها در واقع آبروی خودشان را می‌برند و چیزی از شأن نواب و فداییان اسلام کم نمی‌کنند. نواب آقا فداکار و عمیقاً مسلمانی بود که با شهادت خود، جاودانگی اسلام را اثبات کـــرد.

      

دلیل شاه به آمریکا نرفت؟

دسته بندی : موبایل تاریخ : دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶

آمریکا که در دی و بهمن ۱۳۵۷ احتمال سقوط رژیم شاه را زیاد زیاد می‌دانست، از تاکتیکی دو وجهی هستفاده می کـــرد. از طرفی همچنان حکومت بختیار را تنها حکومت قانونی ایران می‌دانست؛ از طرفی تلاش می‌کـــرد تا با انقلابیون مذاکره کند.

بعد از آنکه پیروزی انقلاب اسلامی به مرحله پایانی و روزشمار خود نزدیک انجام گرفت، شاه با پیش‌بینی واقع‌بینانه از شرایط موجود، از کشور فرار کـــرد و برای متداوم ایران را ترک نمود. وی که در دوران سلطنت خود همواره از سیهست غرب و به خصوص آمریکا پیروی می‌کـــرد، بعد از فرار تصمیم گرفت ابتدا در تعداد کشور از آمریکای جنوبی و یا آفریقا از جمله مکزیک، مراکش و مصر اقامت نماید. آنچه در این رابطه تأمل‌برانگیز و جالب هست این هست که دلیل شاه به آمریکا نرفت و به‌رغم آنکه که در دوران رژیم پهلوی همواره روابط نزدیک و حسنه‌ای با آمریکا برقرار بود، این کشور جهت اقامت شاه انتخاب نانجام گرفت؟ در پاسخ به این سؤال با نگاهی کوتاه به پیشینه روابط رژیم شاه و آمریکا، به دلایل این تصمیم شاه پرداخته می‌شود.

 

روابط ایران و رژیم پهلوی

اغراق نیست اگر نقل کرد شود، محور اصلی سیهست خارجی رژیم شاه، پیروی از آمریکا و سیهستهای این کشور بوده هست. شاه که بقای سلطنت خود را در ماجرای ۲۸ آقااد ۱۳۳۲ مدیون آمریکا و به صورت حتم انگلیس می‌دانست همواره با صآسوده اعلام می‌کـــرد «دنبالهای اساسی ما و ملل دموکراسی غرب یکسان و این تساوی آرمانها مایه افتخار ما و ملل مغرب زمین هست».۱ حضور و نفوذ آمریکا در رژیم پهلوی به قدری محسوس و پررنگ بود که می‌توان این کشور را گیمگر اصلی در زیادی از ارکان سیاسی و اقتصادی کشور دانست. رابطه‌ای که در اواخر دهه ۵۰ به تدریج تغییر کـــرد و از حالت دست‌نشاندگی در سالهای پیشین به تحکیم وابستگی و یا به عبارتی رابطه حامی ـ پیرو تبدیل گردید. این اتفاق به دنبال خروج انگلیس از صحنه سیاسی کشور و درگیری آمریکا در جنگ ویتنام شد.

 

آمریکا با درک اوضاع جهانی در مورد مسئله خلأ قدرت در خاورمیانه، با دادن نقش ژاندارمی ناحیه به ایران، موجب افزایش وابستگی کشور به آمریکا گردید. به صورت حتم با افزایش قیمت نفت در دهه ۵۰، شاه تلاش کـــرد با اتخاذ سیهست مستقل ملی،  به ظاهر در روابط خود با کشورهایی چون آمریکا و شوروی تجدیدنظر نماید. این مسئله زیاد از هر چیز متاثر از فضای جهانی و کاهش تنش میان آمریکا و شوروی بود. بنابراین حتی سیهست مستقل ملی شاه را که سبب نزدیکی افزایش ایران به شوروری انجام گرفت، نیز نمی‌توان مستقل تصور کـــرد. با این حال، سیهست جدید شاه که تحت تأثیر روابط بین‌الملل و بهبود روابط آمریکا و شوروی مطرح انجام گرفته بود نیز تغییر تعدادانی در میزان وابستگی شاه به آمریکا ایجاد نکـــرد، اما تا حدودی منجر به بهبود رابطه با شوروی دیگر قدرت جهان گردید. با این حال روابط نزدیک شاه و آمریکا تا حدی بود که زیادی از کارشناسان، شکست این رژیم را در سایه حمایتهای آمریکا دور و بعید می‌دیدند؛ اما این اتفاق نهایتا عملی انجام گرفت، به‌علاوه محمدرضا شاه بعد از فرار از کشور با دوری از آمریکا، اقامت در کشورهایی چون مصر، مراکش و مکزیک را به آمریکا ترجیح داد. این موضوع ناشی از تعداد دلیل حیاتی بود. نخست آنکه شاه معتقد بود، آمریکا در جریان تحقق انقلاب اسلامی از او و رژیمش حمایت نکـــرده و موجبات برکناری او را فراهم نموده هست.

 

آمریکا در حمایت از شاه حتی بی میل به مداخله نظامی نبود اما احتمال می‌داد اگر در «ایران مداخله نظامی کند با عمل مشابه از سوی شوروی مواجه شود و این در حالی بود که در شرایط عادی روس‌ها می‌توانستند ظرف ۴۸ ساعت با واحدهای هوا برد نقاط حساس را به تصرف درآورند…».

 

بی‌اعتمادی به آمریکا: توهم تئوری توطئه

شاه در کتاب خود “پاسخ به تاریخ” دهستان فرار و اقامتش از کشور را این‌گونه شرح می‌دهد: نخستین توقف من در سفر تبعید آسوان بود. برایم تعجب‌آور نبود که پرزیدنت سادات و همسرش در آنجا از من هستقبال کـــردند. مدیر‌جمهوری از ما خوهست تا در مصر بمانیم، ولی فکر کـــردم بهتر هست مدتی در جایی زیاد دورتر از میهن به سر برم».۲ شاه در خصوص ادامه تبعید خود به سایر کشورها از جمله آمریکا نیز می‌نویسد: «در آن موقع قصد سفر به آمریکا را داشتم که فرخانومدانم آنجا خانومدگی می‌کـــردند. ولی از همه طرف مرا منع می‌کـــردند و می‌گفتند نخست از همه به آمریکا نروید».۳ در نهایت به جای آمریکا، مراکش به عنوان مقصد بعدی انتخاب می‌شود. شاه اشاره تعدادانی به علل این موضوع و رفتن به مراکش نمی‌کند؛ اما در قسمتهای مختلف کتاب خود تلویحاً به صحبتهایی پرداخته که نشان از بی‌اعتمادی وی به آمریکا و مقصر دانستن این کشور در سقوطش از قدرت دارد. به عبارتی شاه معتقد بود آمریکا در لحظات آخر دست از حمایت وی برداشته و به او خیانت کـــرده هست.

 

شاه با بیان اینکه تایمی بر دریافت سهم عادلانه‌ ایران از نفت پافشاری کـــردم، حرکت سازمان‌یافته‌ای علیه من و رژیمم آغاز انجام گرفت، معتقد بود «اساساً آمریکاییها باعث سرنگوکی او و رژیمش انجام گرفتند»… و یا اینکه آمریکا «او را مجبور به کناره‌گیری از سلطنت نمود».۴ فرضیات و افکار شاه در این رابطه متأثر از عامل شعار حقوق بشر کارتر و تصمیمات سران غربی در کنفرانس گوادالوپ بود. به عبارتی بعد از روی کار آمدن کارتر و طرح شعار فضای باز سیاسی، فشار بر شاه افزایش یافت. به صورت حتم این فشارها دائمی نبود؛ دلیل که در منطق آمریکاییها؛ چه دموکرات و چه جمهوری خواه، ایران به دلیل روابط حامی ـ پیروی که با آمریکا داشت و به عنوان عامل این کشور نقش آفرینی می‌کـــرد، می‌توانست از این فشارها مبرا باانجام گرفت.  همچنان که با آشکار انجام گرفتن ناتوانی شاه و رژیمش در برابر جنبش انقلابیون، مواضع کارتر و آمریکا نیز تغییر یافت. به‌خصوص که برای آمریکاییها چه دموکرات و چه جمهوری خواه، ایران به عنوان کشوری که می‌توانست برای حفظ منافع آنها در ناحیه خاورمیانه مؤثر باانجام گرفت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.  

 

شاه که با تجربه کودتای ۲۸ آقااد انتظار داشت متداوم کسی او را نجات دهد؛ ناتوانی غرب در حمایت از او در جریان انقلاب اسلامی را «عدم خوهست غرب» تفسیر کـــرد. شاه متداوم بر این باور بود که سران غربی حمایت لازم را از او نکـــردند و با تصمیمات خود او را مجبور به فرار نمودند. به صورت حتم در این رابطه می‌توان گفت شاه دچار نوعی توهم توطئه گشته بود. واقعیت این هست که آمریکاییها همه تلاش خود را در حمایت از او کـــردند. منتهی شرایط سال ۱۳۵۷ با سال ۱۳۳۲ زیاد متفاوت بود. به دلیل اینکه آمریکاییها به شاه اعتماد کـــرده و حکومت ایران را به مثابه «یک جزیره ثبات» در نظر گرفته بودند، از زیادی از واقعیتهای ایران دور انجام گرفته بودند. به علت این دوری از واقعیات ایران، آمریکا ضمن محاسبات اشتباه از اوضاع این کشور که تا حدی نیز ناشی از سرعت تغییرات سیاسی کشور بود، در تصمیم‌گیری و حمایت از شاه تاکتیکهای متعدد و متضاد را مورد هستفاده قرار داد. آمریکا در حمایت از شاه حتی بی میل به مداخله نظامی نبود، اما احتمال می‌داد اگر در «ایران مداخله نظامی کند با عمل مشابه از سوی شوروی مواجه شود و این در حالی بود که در شرایط عادی روسها می‌توانستند ظرف ۴۸ ساعت به وسیله واحدهای هوا برد نقاط حساس را به تصرف درآورند…».۵ از این رو می‌توان گفت آمریکا تا آخرین لحظات به عنوان متحد و حامی شاه به حمایت از او پرداخت…

 

ترس از انزجار آقام

آمریکا که در دی و بهمن ۱۳۵۷ احتمال سقوط رژیم شاه را زیاد زیاد می‌دانست، از تاکتیکی دو وجهی هستفاده می کـــرد. از طرفی همچنان حکومت بختیار را تنها حکومت قانونی ایران می‌دانست؛ از طرفی تلاش می‌کـــرد تا با انقلابیون مذاکره کند. آمریکا با تخمین این احتمال که ممکن هست انقلاب آقام ایران به پیروزی برسد، تصمیم داشت با نشان دادن چهره‌ای متفاوت از خود، روابطش با حکومت جدید ایران را حتمیت بخانجام گرفت. سیهستمداران آمریکایی که کمی دیر از انزجار و نفرت آقام ایران نسبت به خود آگاه انجام گرفته بودند، می‌دانستند با پذیرش شاه و قبول حضور او در آمریکا، موجبات نارضایتی آقام ایران را فراهم خواهند کـــرد. از این رو گذشته از بی‌اعتمادی و نارضایتی شاه، آمریکا نیز تمایل تعدادانی به پذیرش او نداشت. هر تعداد در نهایت با ملاقاتهایی که میان نمایندگان آمریکا و شاه شد، وی موفق به اقامت ده هفته‌ای در این کشور انجام گرفت تا به مداوای بیماری خود بپردازد. با این حال «ایالات متحده آمریکا نیز با هیچ تدبیری نتوانست این عامل سرسپرده را برای دلگرمی سایر عوامل خدمتگزار در حمایت نگهدارد»،۶چون با هم با ورود او به آمریکا مسئله تسخیر لانه جاسوسی رخ داد. از این رو بعد از اقامت در آمریکا، مدتی از دوران خانومدگی شاه در پاناما و مصر سپری انجام گرفت و در نهایت در همان‌جا  یعنی مصر نیز درگذشت.

 

نقل کرد نهایی

بررسی موضوع فرار شاه از کشور در آستانه انقلاب و وضعیت او جهت اقامت در کشورهای خارجی نشان داد که وی نیز به دلیل نشناختن واقعیات انقلاب ایران، علت سقوط خود را توطئه آمریکا می‌دانست؛ اما موضوع نپذیرفتن وی از سوی کشورهای مختلف حتی آمریکا، به نیکوی بیانگر میزان نفرت آقام ایران و انقلابیون از او بود. از این رو زیادی از کشورها که خواهان برقراری روابط مجدد با حکومت انقلابی ایران بودند، می‌دانستند که پذیرش وی می‌تواند به این موضوع لطمه و آسیب برساند. چنانچه زیادی معتقدند یکی از عوامل حیاتی تسخیر سفارت آمریکا از سوی دانشجویان انقلابی، پذیرش شاه در آمریکا بود.

محمدرضا پهلوی و خانواده‌اش در روزهای اقامت در پاناما

همایش ملی شرکت های دانش بنیان از منظر حقوق و اقتصاد با تکیه بر عناصر اقتصاد مقاومتی، ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحدیزد در منطقه یزد برگزار می شود.

به نقل پایگاه فراخوانهای علمی پژوهشی کشور (callforpapers.ir)، از پایانی پژوهشگران و دانشجویان علاقه مند دعوت می گردد جهت دریافت هشدارات تکمیلی به پایگاه هشدار رسانی همایش مراجعه نمایند.

از محورهای اصلی برگزاری همایش بدین موارد می توان اشاره کـــرد:

  • مفاهیم و کلیات
  • ابعاد حقوقی
  • عوامل زمینه ساز تحقق شرکت های دانش بنیان
  • آسیب شناسی شرکت دانش بنیان

[هشدارات تکمیل همایش]

نواب و یارانش عظمت خود را به ما تحمیل کـــردند!

دسته بندی : موبایل تاریخ : یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

«جلوه هایی از منش مبارزاتی دو برادر» در گفت وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین سید جواد واحدی

کمونیستها در خانومدان گفتند: نواب و یارانش عظمت خود را به ما تحمیل کـــردند!

حجت‌الاسلام والمسلمین سید جواد واحدی تنها برادر باقی مانده از شهیدان سید عبدالحسین و سید محمد واحدی هست. او اگر چه در دوران فعالیتهای سیاسی فداییان اسلام،درسنین نوجوانی به سر می برد، اما از منش چهره‌های شاخص این جریان، خاطراتی شنیدنی دارد. او در گفت‌وشنودی که پیش روی شمهست، به شمه‌ای از این خاطرات اشاره کـــرده هست.

 

آغاز آشنایی شما با جمعیت فداییان‌ اسلام و  شهید سید مجتبی نواب‌صفوی به چه شکل بود؟

بسم الله الرحمن الرحیم. ما در قم جمعیتی به نام« کودکان فداییان اسلام» تشکیل داده بودیم و پرچم و بازوبند و … هم تهیه کـــرده بودیم و حتی جلساتی را هم برگزار می‌کـــردیم.

 

چه نوع فعالیتی می‌کـــردید؟

برادرم شهید عبدالحسین واحدی به ما نقل کرد بود که: غروبها بروید جلوی مدرسه فیضیه و اذان بگویید. ما هم به نوبت جلو می‌ایستادیم و بقیه پشت‌سر ما اذان می‌گفتند. برادرم نقل کرد بودند: بعد از اذان هم سه شعار را تکرار کنیم، نخست بگوییم: به برقراری پرچم عدل لااله‌الا‌الله برفراز کاخ جباران و ستمگران صلوات. دوم بگوییم: برای سلامتی علما و مراجع تقلید، خصوصاً آیت‌الله العظمی بروجردی صلوات و سوم: برای نابودی دشمنان اسلام، اعم از روس و انگلیس و امریکا صلوات! رژیم به دو شعار نخست خیلی حساسیت نشان نمی‌داد، ولی روی صلوات سوم حساس بود و چنین شعاری، عواقب دشواری را در پی داشت. یک روز پاسبانی آمد و به ما گفت که: از این  به بعد حق ندارید صلوات سوم را اعلام کنید. ولی ما پشتمان به فداییان‌اسلام گرم بود و اعتنایی به این تذکر نکـــردیم. بعد من با برادرم تماس گرفتم و گفتم: از طرف منطقهبانی آمده و برای صلوات سوم به ما تذکر داده‌اند، تکلیف چیست؟ ایشان گفتند: فعلاً این کار را نکنید! بعدها فهمیدیم علت ممانعت برادرم این بود که پلن ترور حسین علاء را در پیش داشتند.

 

چه ویژگیهایی در شهید نواب‌صفوی و یارانش وجود داشت که شما و دوستانتان را به عنوان عده‌ای نوجوان به خود جلب می‌کـــرد؟

آنها دار و ندار و جان و خانومدگی خود را در راه آرمان و عقیده و دنبالشان ــ که ایجاد یک حکومت اسلامی بود ــ صرف کـــردند و در این راه، مصائب و مشکلات زیادی را تحمل کـــردند. شهید نواب می‌گفت: من افتخار می‌کنم که رفتگر یک حکومت اسلامی باشم! برادر شهیدم می‌گفت: ما مسلسلهای طواغیت را می‌جویم و تفاله آن را بیرون می‌ریزیم و غلام حلقه به گوش کسی هستیم که احکام اسلامی را اجرا کند! برادر دیگرم شهید سید محمد واحدی، هر تایم با او از ازدواج حرف می‌زدند، می‌گفت: شب زفاف من تایمی هست که در راه اسلام در خون خود بغلتم! شهید خلیل طهماسبی را پس از دستگیری در بشکه‌ای پر از خرده شیشه انداختند و در حیاط خانومدان قزل‌قعله غلطاندند تا از او حرف بکشند، ولی تایمی او را با بدن خونین از بشکه بیرون آوردند، نخستین کاری که کـــرد این بود که مأموران خانومدان را نصیحت کند! به قدری شجاع بود که تایمی می‌خوهستند اعدامش کنند، ضربان قلبش تکمیلاً عادی و۸۸ بوده هست. این چیزها فقط به حرف آسان هست. انسان تا واقعاً به کاری که می‌کند و راهی که می‌رود ایمان نداشته باانجام گرفت، نمی‌تواند این طور محکم و با شجاعت مقاومت کند.

از شهید هستاد خلیل طهماسبی خاطره خاصی دارید؟

بله،یک بار همراه برادرانم، شهید نواب و شهید خلیل طهماسبی، تعداد روزی در فشم بودیم. این تنها باری بود که آنها به خودشان فرصت هستآسوده و تفریح داده بودند. خانه‌ای که در آن بودیم، به یک رودخانه مشرف بود. شهید خلیل طهماسبی داشت در حیاط نماز می‌خواند و گریه امانش نمی‌داد که تشهد و سلام را بگوید! من و برادرانم و شهید نواب رفته بودیم بگردیم و تایمی برگشتیم دیدم که او از هوش رفته هست! برای کدامیک از ما پیش آمده که تایمی تشهد می‌گوییم، از هوش برویم؟ خود من شاهد بودم که شهید طهماسبی در طول ماههای محرم و صفر لبخند به لبش نمی‌آمد، در حالی که اصولاً خنده‌رو بود و صورت بشاشی داشت. متداوم هم در خیابان سرش پایین بود که چشمش به خانومهای بی‌حجاب نیفتد.

 

توصیف شما ازشخصیت و منش شهید نواب‌صفوی چیست؟

زیاد چهره زیبایی داشت و فوق‌العاده رئوف و مهربان بود. می‌گفتند موقعی که مدرسه می‌رفت، می بیند پسری، ‌بچه‌ یتیمی  را کتک می‌خانومد. شهید نواب هم می‌رود و آن پسربچه را می‌خانومد. فردای آن روز آن بچه ضارب، با پدرش به مدرسه می‌آید. شهید نواب را به دفتر مدرسه می‌خواهند و از او می‌پرسند که: دلیل این کار را کـــردی؟ پاسخ می‌دهد:« برای اینکه این پسر یتیم، پدری نداشت که از او دفاع کند. خوهستم اگر کسی در این وسط کتک می‌خورد، پسری باانجام گرفت که پدری دارد که بیاید و پشت او بایستد و کسی که کتک می‌خورد، یتیم نباانجام گرفت».

باید بگویم که فداییان‌اسلام، با حداقل امکانات خانومدگی می‌کـــردند، در حالی که رژیم پهلوی حاضر بود همه چیز به آنها بدهد. حتی نیابت آستان قدس‌رضوی را هم به شهید نواب پیشنهاد کـــرده بودند تا بتوانند او را محدود کنند و در اختیار خود بگیرند، اما ایشان پیغام داده بود که: دین من زیاد از اینها ارزش دارد! برای شاه هم پیغام داده بود که: «تا خانومده هستم، نمی‌گذارم هر غلطی دلت می‌خواهد بکنی، یا تو را می‌کشم و به جهنم می‌فرستم و یا تو مرا می‌کشی و به بهشت می‌فرستی!». همین طور هم انجام گرفت و در سن۳۱ سالگی و در اوج جوانی به فیض شهادت نائل انجام گرفت.

 

از ویژگیهای برادرتان شهید سید عبدالحسین واحدی برایمان بگویید.

ایشان فوق‌العاده شجاع و خطیب درجه یکی بود و هر بار که نقل کردرانی می‌کـــرد، شور عجیبی در دل مخاطبان برپا می‌انجام گرفت. یک بار هم در مسجد امام منبر رفت و طبق معمول آستینهایش را بالا زد و خطاب به مدیر منطقهبانی و سایر افسرانی که در آنجا حضور داشتند، گفت: اگر اختیار در دست من بود، می‌دادم مدیر منطقهبانی را جلوی در صحن بخوابانند و صد ضربه شلاق بخانومند! نقل کردرانی ایشان در مسجد شاه در مورد رزم‌آرا هم که زیاد مشهور هست. ایشان سه ساعت درباره جنایات رژیم صحبت کـــرد و در آخر به رزم‌آرا هانجام گرفتار داد که: یا خودت برو یا ما تو را به درک می‌فرستیم! این نقل کردرانی باعث انجام گرفت که آقام شعرهای طنز زیادی درباره رزم‌آرا درست کنند. رزم‌آرا در ختم آیت‌الله فیض و به دست شهید خلیل طهماسبی ترور انجام گرفت. اسم رزم‌آرا، حاجیعلی بود. آقام برایش شعر درست کـــرده بودندکه:

به علی گفت مادرش روزی

که بترس و به ختم فیض مرو

رفت و افتاد ناگهان دم حوض

بچه‌جان حرف مادرت بشنو!

 

از چگونگی شهادت برادرتان سید عبدالحسین واحدی برایمان بگویید.

در آن روزها به من رویداد دادند که برادرم در مسافرخانه‌ای در قم هست. صبح شنبه بود و من به آن مسافرخانه رفتم و بعد از ملاقات با ایشان، ماشینی تهیه کـــردم و ایشان با آن ماشین به طرف اهواز حرکت کـــرد. اگر اشتباه نکنم۱۴ آذر بود. روز دوشنبه ۱۶ آذر مجله ترقی نوشت که: سید عبدالحسین واحدی در پایتخت در خانومدان دوم زرهی خانومدانی هست، اما دو روز بعد،رویداد شهادت ایشان را چاپ کـــرد و نوشت که: در حین فرار کشته انجام گرفته هست! کسانی که ایشان و شجاعتش را می‌شناختند، ابداً این رویداد را باور نکـــردند. بعدها معلوم انجام گرفت که تیمور بختیار به ایشان تیراندازی کـــرده و بعد هم وانمود کـــردند که موقع انتقال از اهواز به پایتخت و موقعی که قصد فرار داشته، کشته انجام گرفته هست! برادر بزرگ ما ( برادر پدری)، تلگرافی زد و اعتراض کـــرد که: «چنین چیزی امکان ندارد و مجرمین فراری معمولاً از کمر به پایین زخمی می‌شوند، ولی برادر ما این طور نبوده». در پی این اعتراض آمدند و ایشان را هم دستگیر کـــردند.

 

به خاطره شهادت شهید نواب و یارانش هم اشاره‌ای داشته باشید.

خاطره‌ای از این آقاان کم‌نظیر دارم این هست که عده‌ای از کمونیستها در خانومدان نقل کرد بودند که: نواب و یارانش با شجاعت بی‌نظیرشان در شب‌ آخر عمر، عظمتشان را به ما تحمیل کـــردند! آنها می‌خوهستند سر در بیاورند که شهید نواب و یارانش در شب آخر عمر چه خواهند کـــرد؟ آنها می‌گویند: در آن هوای سرد ( شب بیست‌و‌هفتم دی)، آنها آب می‌خواهند که غسل شهادت کنند. تایمی آب سرد می‌آورند، شهید نواب به یارانش می‌گوید که: با این آب غسل نکنید، چون سرد هست و رنگتان می‌پرد و آنها تصور خواهند کـــرد که از مرگ ترسیده‌ایم! بعد هم با هم قرار می‌گذارند که موقع شهادت با صدای بلند اذان بگویند و صدای هر کس که زودتر قطع انجام گرفت، معلوم می‌شود که زودتر شهید انجام گرفته هست. می‌گفتند: تایمی برادر شهیدم محمد به دنیا آمد، پدرم داشتند اذان می‌دادند و تایمی به اشهیدانن‌محمد‌رسول‌الله رسیدند، محمد به دنیا آمد. در زمان شهادت هم موقعی که به اشهیدانن‌محمد‌رسول‌الله می‌رسد، شهید می‌شود!

 

نقل کرد‌ آخر؟

فداییان‌اسلام با وجود سن کم و در اوج جوانی، از علائق دنیوی دست شستند و برای احقاق حقوق آقام مظلوم و به وجود آوردن حکومت اسلامی و از بین بردن ظلم و ستم قیام کـــردند. من خود بارها شاهد بودم که آنها با چه دشواری و تنگی معیشتی خانومدگی می‌کـــردند، اما حاضر نبودند زیر بار ستم بروند و یا سکوت کنند. در آن دوران هم درک و هستنباط جوانان جامعه مثل حالا نبود و آنها در یک شرایط زیاد دشوار و غریبانه قدم در راه مبارزه گذاشتند و تا پای جان ایستادند و تاریخ ما را مدیون فداکاری و ایثار خود کـــردند.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

ماجرای فیضیه*

دسته بندی : موبایل تاریخ : یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

ماجرای فیضیه*

ماجرای فیضیه*

در بخشی از مقاله که مربوط به توصیف وقایع مدرسه فیضیه هست، نکات قابل تأملی وجود دارد که در ادامه به آنها می‌پردازیم. پیش از ورود به بیان این نکات انتقادی، متن مندرج در مقاله به قرار ذیل، ذکر می‌گردد: «سرانجام مجموعه واکنش‌های امام و دیگر روحانیون سبب انجام گرفت تا در ۲فروردین ۱۳۴۲، مصادف با…

در بخشی از مقاله که مربوط به توصیف وقایع مدرسه فیضیه هست، نکات قابل تأملی وجود دارد که در ادامه به آنها میپردازیم. پیش از ورود به بیان این نکات انتقادی، متن مندرج در مقاله به قرار ذیل، ذکر میگردد: «سرانجام مجموعه واکنشهای امام و دیگر روحانیون سبب انجام گرفت تا در ۲فروردین ۱۳۴۲، مصادف با وفات امام جعفر صادق(ع)، حکومت به خشونت بگراید. در مجلس عزایی که آیتالله خمینی به معقولت وفات امام ششم(ع) در منزل خود برگزار نمود، ایادی رژیم آشوب برپا کـــردند؛ آیتالله با تهدید، آنها را از این عمل برحذر داشت، اما غائله به بیرون از منزل وی کشیده انجام گرفت. آشوبگران و مأموران مسلح با یورش به مجلس عزای مشابهی که در مدرسه فیضیه توسط آیتالله گلپایگانی برقرار بود، فاجعهای را رقم زدند». (مدخل خمینی، ص۶۷۱و۶۷۲)

در مورد متن فوق نکاتی در خور بررسی هست؛

۱٫ در گزینش واژگان و نوع ورود به بحث، اینگونه القا انجام گرفته که حمله به فیضیه در حقیقت به اقدامات علما برمیگردد و در واقع ایشان رژیم را وادار به واکنش کـــردهاند، چه اینکه میخوانیم: «سرانجام مجموعه واکنشهای امام و دیگر روحانیون سبب انجام گرفت تا در ۲فروردین ۱۳۴۲، مصادف با وفات امام جعفر صادق(ع)، حکومت به خشونت بگراید». این در حالی هست که علما تا آن هنگام هرگز رفتار خشونتآمیزی و یا مبارزه قهرآمیزی از خود بروز نداده بودند که نتیجهاش خشونتگرایی رژیم باانجام گرفت. در حقیقت این منطق خشونتآمیز پهلوی هست که در مقابل اقدامات روشنگرانه -از قبیل نقل کردرانی، بیانیه سیاسی، اعلام تحصن و…- دست به باتوم میبرد. لذا این رویه قرون وسطایی چیز تازهای نیست که ریشهاش کنشگری سیاسی علما در آستانه انقلاب سفید باانجام گرفت. حمله یکجانبه و بیبهانه به طلاب مظلوم در مدرسه فیضیه، اقدامی هست در جهت سرکوب فعالیتهای سیاسی آرامِ روحانیت و ایجاد خفقان پلیسی و امنیتی و «این روش را همه قلدرها و دیکتاتورهای تاریخ داشته و اکنون نیز دارند که نقل کرد حق را با سرب آتشین پاسخ میدهند».۱

۲٫ برای شهادت امام صادق(ع)، بارها از تعبیر وفات هستفاده انجام گرفته هست که چنین نقیصهای در یک متن معیار، در بلندمدت به حذف عنوان شهادت منجر خواهد گشت. مگر آنکه ایشان بنا به دلایلی نخواهند از لفظ شهادت هستفاده کنند که خود موضوعی قابل بحث و پیجویی هست. مطمئناً نتیجه چنین رویهای کنار گذاشتن فرهنگ شهادت از خانومدگانی معصومان(ع) هست که خود ریشه در تقدسزدایی از مضامین مربوط با تاریخ اسلام دارد.

۳٫ در بخشی از نوشتار به شیطنتهای خرابکارانه عمال پهلوی به منظور ایجاد آشوب در مجلس روضه بیت امام اشاره انجام گرفته هست و اینگونه القا انجام گرفته هست که ماجرای حمله به فیضیه، در حقیقت پس از ناکام ماندن آشوب در بیت امام و کشیده انجام گرفتن دامن آشوب به خیابان، به وقوع پیوسته هست. در صورتی که، برخلاف مدعای نویسنده که نقل کرد «ایادی رژیم آشوب برپا کـــردند؛ آیتالله [خمینی] با تهدید، آنها را از این عمل برحذر داشت، اما غائله به بیرون از منزل وی کشیده انجام گرفت.» (ص۶۷۲)، شیطنتهای محدودِ عمال رژیم با تهدید امام که توسط آیتالله خلخالی بیان گردید، در نطفه خفه انجام گرفت۲ و از این نظر اساساً آشوبی برپا نگشت که بخواهد دامنه آن به بیرون کشیده شود و از این حیث، موضوع حمله به فیضیه، نقشهای مستقل از این ماجرا بوده هست که از مدتها قبل با هستقرار امکانات و نیروی نظامی -لباس شخصی- پلنریزی انجام گرفته بود. بهتر آن بود که منابعی که این دو حادثه را به طور دقیق منتصویر کـــردهاند مورد هستفاده قرار میگرفت.۳

http://phonefinder.ir/wp-content/uploads/2018/01/1516549160_124_www.فون فایندر.ir

۱ بهمن ماه ۱۳۴۰

دسته بندی : موبایل تاریخ : یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

حمله چتربازها به دانشگاه ؛ مدیر دانشگاه پایتخت هستعفا داد!/هشداریه منطقهبانی کل کشور ؛ اجازه هیچ گونه اجتماعی داده نخواهد انجام گرفت!/تظاهرات دانشگاه پایتخت به مخالفین ابداًحات ارضی ارتباط دارد!/توقیف ابتهاج علت سیاسی نداشت/ درآمد نفت و کمک های آمریکا نفعی برای کشور نداشته هست/مخالفین ما مالک ها هستند!

حمله چتربازها به دانشگاه ؛ مدیر دانشگاه پایتخت هستعفا داد!

امروز نخست بهمن ۱۳۴۰ گروهی از دانش آموزان از رفتن به کلاس های درس خودداری کـــردند و به عنوان اعتراض به اخراج تعدادتن از دانش آموزان دبیرستان دارالفنون، خیابانهای مرکز منطقه پایتخت را عرصه تظاهرات خود ساختند.

دانشجویان دانشگاه پایتخت نیز با دنبال ابراز همدردی با دانشجویان دانشسرای عالی و اعتراض به قطع کمک هزینه تحصیلی آنها به کلاس ها نرفتند و تصمیم گرفتند تا به صورت دسته جمعی از دانشگاه خارج شوند.

این تصمیم دانشجویان با مخالفت نیروهای انتظامی مواجه انجام گرفت. دانشجویان که در تصمیم خود دایر بر خروج از دانشگاه و کشیدن تظاهرات به پهنه خیابان های منطقه اصرار می ورزیدند، برای شکستن سدهای خروج از دانشگاه با نیروهای پلیس درگیر انجام گرفتند؛ که ناگهان با هجوم نیروهای چترباز مواجه انجام گرفتند.

چتربازان بدون هیچ گونه تأمل و به صورتی سریع وارد محوطه دانشگاه وداخل دانشکده ها انجام گرفتند و دانشجویان را به انجام گرفتیدترین شکل مورد ضرب و شتم قرار دادند.

این نیروها با بدترین شکل با دانشجویان، برخورد کـــردند و شمار زیادی را به انجام گرفتت مصدوم و مجروح ساختند و تعدادنفری را کشتند و حتی به تنی تعداد از خانومان و دختران دانشجو در محوطه دانشگاه و کلاس های درس تجاوز کـــردند.

فرماندهی نیروهای چترباز در حمله به دانشگاه برعهده سروان منوچهر خسرو داد۱ بود.

دکتر احمد فرهاد، مدیر دانشگاه پایتخت، به دنبال حمله به دانشگاه پایتخت ضمن نامه ای خطاب به علی امینی، نخست وزیر، به این حمله انجام گرفتیداً اعتراض کـــرد و بلافاصله از مقام خود هستعفا داد.

در بخشی از این نامه آمده هست: پس از حمله به دانشگاه، سربازان و چتربازان بدون فرق و تفاوت، یکسان به دانشجویان پسرودختر حمله کـــردند، دانشجویان زیادی را به قصد کشت مضروب نمودند. من هیچ گاه ندیده و نشنیده ام تا این حد بی رحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از ناحیه قوای دولتی اعمال شود. بعضی از دختران را سربازان در تالارهای درس دانشگاه ازاله بکارت کـــردند.

هنگام سرکشی در بناهای دانشگاه صحنه ای نظیر هجوم قشون وحشی به خاک دشمن را در برابر چشمانمان مجسم ساخت. کتاب ها پاره پاره انجام گرفته بودند، نیمکت های درس شکسته انجام گرفته بودند، ماشین های تحریر شکسته انجام گرفته و خردانجام گرفته بودند، تجهیزات آزمایشگاه یا خراب و غیرقابل هستفاده انجام گرفته بودند و یا به سرقت رفته بودند. حتی بیمارستان دانشگاه از خرابکاری سربازان درامان نمانده بود و عده زیادی از سرپرستاران و بیماران یا مضروب انجام گرفته بودند و یا مجروح.

به عنوان مدیر دانشگاه پایتخت و به نام نماینده دانشکده و شورای دانشجویان، من به این عمل خشونت آمیز و جنائی اعتراض می کنم. پایان روسای دانشکده ها و نیز خود من هستعفای خود را به شما ابلاغ می کنم و این هستعفانامه ها مادام که مسئولین این وحشی گری های حیوانی مجازات نشوند، معتبر خواهد بود.۲

 

هشداریه منطقهبانی کل کشور ؛ اجازه هیچ گونه اجتماعی داده نخواهد انجام گرفت!

امروز این هشداریه از طرف منطقهبانی کل کشور منتشر انجام گرفته هست: امروز از عده ای دعوت کـــردند که روز دوشنبه دوم بهمن فردا در مسجد ارک اجتماع نمایند؛ بدین وسیله اعلام می دارد که چون دنبال های محرکین این دعوت که اخلال نظم هست بر سازمان های انتظامی پوشیده نیست، فردا مسجد ارک تعطیل هست و اجازه هیچ گونه اجتماعی داده نخواهد انجام گرفت.

 

تظاهرات دانشگاه پایتخت به مخالفین ابداًحات ارضی ارتباط دارد!

به دنبال تظاهرات و اقداماتی که امروز در دانشگاه و مدارس پایتخت شد یک مقام مطلع دولتی در گفت و گو با «کیهان» اظهار داشت: از تعدادی پیش مخالفان اجرای لایحه ابداًحات ارضی به طور محرمانه جلساتی داشته اند؛ بعضی از ملاکین بزرگ که این طرح شامل حال آن ها می شود اخیرا حاضر انجام گرفته بودند که پول های هنگفتی برای ایجاد حوادث و اخلال نظم و تسلیم دولت به نظریات آنان در مورد عدم اجرای لایحه ابداًحات ارضی خرج کنند، ولی چون سازمان های انتظامی تکمیلا بیدار و هوشیار بودند، از آغاز اجرای لایحه ابداًحات ارضی از جزئیات عملیات آنان هشدارات دقیق داشتند.

 

توقیف ابتهاج علت سیاسی نداشت/ درآمد نفت و کمک های آمریکا نفعی برای کشور نداشته هست

الموتی، وزیر دادگستری، طی یک مصاحبه مطبوعاتی با نمایندگان رویدادگزاری های داخلی و خارجی در مورد پرونده ابتهاج، مدیرعامل سابق سازمان پلن، توضیحاتی داد.

در توقیف جناب آقا ابتهاج هیچ گونه غرض و مرضی در کار نبوده و علت سیاسی نداشت؛ وجوهی که به عناوین مختلفه به عنوان کمک بلاعوض از طرف دولت آمریکا به ایران داده انجام گرفته و یا درآمد نفت و پول های کلانی که در اختیار سازمان پلن قرار گرفت به عقیده همان روخانومامه نویس هایی که علاقه خاصی به ابتهاج ابراز می دارند نفع قابل توجهی عاید مملکت ایران نکـــرده هست.

آقام ایران می گویند ابتهاج که وسیله اعمال اجرای مقررات سازمان پلن بوده هست مرتکب تخلفاتی انجام گرفته هست. آقام می گویند ایشان مرتکب تخلفاتی انجام گرفته هست. آقام می گویند ایشان قوانین سازمان پلن را اجرا نکـــرده هست. آقام می گویند پول هایی که در اختیار سازمان پلن بوده هست به مصارفی که مورد علاقه آقام بوده نرسیده هست.

آقام ایران روی گزارشی که سازمان های صلاحیت دار و بازرسی کل تهیه کـــرده هست دلایلی دارند که روی پول های سازمان پلن حیف و میل ها و سوء هستفاده هایی انجام گرفته هست. روی این گزارش ها مقامات قضایی ابتهاج را مقصر واقعی تشخیص داده اند، علت توقیف ابتهاج روی اتهام جنایی هست و دادگاه نیز آن را تائید کـــرده هست.

 

مخالفین ما مالک ها هستند!

وزیر کشاورزی امروز گفت: قانون ابداًحات ارضی در راس موعد اجرا خواهد انجام گرفت و من از زارعین انتظار دارم که فریب الفاظ فریبنده را نخورند.

کسانی که منافع خصوصی خود را بر منافع کشور ترجیح می دهند و به خاطر یک دستمال قیصریه را آتش می خانومند باید بدانند که جلویشان گرفته خواهد انجام گرفت.

یک دسته از مخالفین قانون کسانی هستند که با قیافه فیلسوف و نویسنده ظاهر می شوند؛ اگر صورت آن ها را بشکافند در پشت سرش قیافه یک مالک دیده می شود.

باید بگویم قانون ابداًحات ارضی قبلا به نظر مرحوم حضرت آیت الله بروجردی رسیده۳ و از طرف دیگر کسی که از هر جهت جانشین ایشان انجام گرفته باانجام گرفت و مرجع تقلید پایان شیعیان جهان باانجام گرفت برگزیده نانجام گرفته که او با قانون مخالفت کـــرده باانجام گرفت۴ در ابداًحات قانون هم در آن چه که ممکن هست اشکال شرعی پیش بیاید تغییری داده نانجام گرفته هست.

افزایش صددرصدی حقوق و دستمزدها برای جلوگیری از انقلاب

افزایش صددرصدی حقوق و دستمزدها برای جلوگیری از انقلاب

“امروز شنیدم که دولت شریف امامی به دلیل ادامه اعتصاب‌ها و تظاهرات،‌ موافقت خود را با افزایش حقوق و دستمزد تقریباً‌ کلیه کارمندان و کارگران به میزان صددرصد اعلام داشته هست.”

دوشنبه ۹ اکتبر ۱۹۷۸[۱۷ مهر ۱۳۵۷]

“امروز شنیدم که دولت شریف امامی به دلیل ادامه اعتصاب‌ها و تظاهرات،‌ موافقت خود را با افزایش حقوق و دستمزد تقریباً‌ کلیه کارمندان و کارگران به میزان صددرصد اعلام داشته هست.”۱

http://phonefinder.ir/wp-content/uploads/2018/01/1516486518_247_www.فون فایندر.ir

ملاقات شریف امامی و برخی از نمایندگان مجلس سنا و ملی با شاه

شماره آرشیو: ۴۰۷۸-۷ع