فون فایندر

با وجود صلاحیت بالا، از پذیرش مرجعیت امتناع کـــرد • فون فایندر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶

با وجود صلاحیت بالا، از پذیرش مرجعیت امتناع کـــرد

دسته بندی : موبایل تاریخ : یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶

«جلوه‌هایی از منش علمی و عملی آیت‌الله علی مشکینی» در گفت‌وشنود با آیت‌الله محمد یزدی

با وجود صلاحیت بالا، از پذیرش مرجعیت امتناع کـــرد

آیت الله محمد یزدی به علل گوناگون از مرحوم آیت‌الله مشکینی خاطرات و گفتنیهای فراوان دارد. همگامی در مبارزات، فعالیتهای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مجلس رویدادگان رهبری و… از عرصه‌ها و محملهای این خاطرات هست. وی در آستانه سالروز ارتحال آیت‌الله مشکینی، به بخشی از خاطرات خویش درباره منش علمی و عملی این دوست و یاور قدیمی اشاره کـــرده هست.

 با تشکر از حضرتعالی به دلیل شرکت در این گفت‌وشنود، لطفا در آغاز بفرمایید که از چه مقطعی و چگونه با مرحوم آیت‌الله مشکینی آشنا انجام گرفتید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده نخستین‌بار ایشان را در جمعی در مدرسه خان دیدم. هنوز نهضت اسلامی شکل نگرفته و تنور اعتراضها گرم نانجام گرفته بود. ایشان در آنجا درباره حوزه و مسائل آن صحبت کـــرد. در اواخر نقل کردرانی هم حدود یک ربع به عربی حرف زد. من دقت کـــردم ببینم دلیل این کار را می‌کند و به این نتیجه رسیدم که می‌خواهد به نکاتی اخلاقی اشاره کند که برای عموم آقام معقول نیست و فقط طلاب باید بشنوند. بنده از همان جا به ایشان علاقه‌مند انجام گرفتم. در جلسات و اجتماعات بعدی، آشنایی و ارادتم به ایشان افزایش انجام گرفت تا جلسات جامعه مدرسین پیش آمد و بنده عضو کوچکی از آن بودم و آیت‌الله مشکینی از شخصیتهای ممتاز آن جلسات بودند. در آنجا هر چه جلوتر رفتم، موضع‌گیریهای ایشان و علاقه‌ای که به حضرت امام و انقلاب داشتند، مرا به ایشان علاقه‌مندتر کـــرد. آن روزها جامعه مدرسین، جا و مکان خاصی نداشت و جلسات به شکل سیّار در منزل جناب آقاان اعضا تشکیل می‌انجام گرفت. منزل ما هم تا حدودی، مرکز تلاشهای انقلابیون بود. در آن ایام مسئله‌ای پیش آمد و می‌خوهستم درباره آن اقدام کنم، اما کمی در جنبه شرعی آن تردید داشتم. گمان می‌کنم جلسه در منزل آیت‌الله امینی یا آیت‌الله طاهری تشکیل انجام گرفته بود. در آن جلسه برای اینکه شبهه شرعی من رفع شود، گفتم: «دلم می‌خواهد یکی از جناب آقاانی که بزرگ‌تر هستند موافقت کنند و اجازه بدهند تا من آسوده‌تر بتوانم کاری را که می‌خواهم انجام بدهم». همه احتیاط کـــردند و هر کسی چیزی می‌گفت! سرانجام آیت‌الله مشکینی فرمودند: «شماها خودتان که کاری را به عهده نمی‌گیرید هیچ، کس دیگری هم که می‌خواهدکاری انجام بدهد، مانع می‌شوید؟ به جای اینکه کمکش کنید، سر راهش سنگ‌اندازی می‌کنید؟» بعد خطاب به من فرمودند: «شما برو و کارت را آسوده انجام بده، من خودم کمک می‌کنم و به عهده می‌گیرم». فوق‌العاده از شجاعت ایشان در این امر ــ که فی‌الواقع از امور انقلاب بود ــ خوشحال انجام گرفتم؛ به صورت حتم مسئله‌ای هم که من می‌خوهستم انجام بدهم بر اساس مبانی حضرت امام بود که آن موقع در تبعید بودند. این اتفاق هم باعث انجام گرفت من زیاد از پیش به آیت‌الله مشکینی نزدیک بشوم و همواره در جلساتی که ایشان را می‌دیدم، ابراز ارادت می‌کـــردم.

آیت‌الله مشکینی در رعایت جوانب شرعی مسائل زیاد دقیق بودند. نکته خاصی که از ایشان به یادم مانده این هست که متداوم در نخست صحبتشان از جملات ادعیه مأثوره ائمه(ع) هستفاده می‌کـــردند. من خیلی به این نکته توجه و علاقه داشتم؛ مثلا ایشان متداوم در خطبه‌های نماز جمعه، بخشهایی از ادعیه را می‌خواندند که بر خلاف خطبه‌های متعارف و زیاد ارزشمند بود.

 

 

 در دوره‌ای دبیری جامعه مدرسین به عهده ایشان بود و سپس حضرت‌عالی دبیر انجام گرفتید. از آن ایام چه خاطره‌ای دارید؟

دبیری جامعه مدرسین طبق اساس‌نامه‌اش، دوره‌ای بود و بعد از اپایان هر دوره، کس دیگری را انتخاب می‌کـــردند. پس از پیروزی انقلاب، دبیری به عهده آیت‌الله مشکینی بود و سیهستهای کلی را ایشان تعیین می‌کـــردند؛ مثلا یکی از این سیهستها این بود که جامعه مدرسین باید به اندازه جیب خودش خرج کند و اگر بودجه ندارد، خرج نکند و از این و آن قرض نکند و اگر ندارد، به فعالیت ادامه ندهد.

اصل دوم این بود که چون جامعه مدرسین منبع درآمدی غیر کمکهای اعضای روحانی خود ندارد، متداوم باید برای خودش پس‌اندازی داشته باانجام گرفت تا اگر مشکلی پیش آمد، در فعالیتهای آن توقفی ایجاد نشود.

 

 از مشورت‌پذیری مرحوم آیت‌الله مشکینی نیز زیاد نقل کرد نقل کرد‌اند. شما در این زمینه چه خاطره‌ای دارید؟

بنده در دوره‌های اخیر، عضو مجلس ‌رویدادگان انجام گرفتم. ایشان مدیر مجلس بودند و خاطرم هست که یک بار به بنده فرمودند: چهار، پنج مطلب تهیه کـــرده‌ام و می‌خواهم درباره آنها حرف بخانومم و تصور می‌کنم که از نخستویت برخوردارند. بنده گفتم: یکی دو مطلب از آن، نخستویت ندارند و مسائل کوچکی هستند و طرح آنها توسط شما به عنوان مدیر مجلس‌ رویدادگان درست نیست و اهمیت مجلس‌ رویدادگان بالاتر از این حرف‌ههست و در حال حاضر فلان موضوع اهمیت بالاتری دارد. ایشان کمی توضیح خوهستند و بنده توضیح دادم. یادم هست که خیلی آسوده پذیرفتند که دو سه مطلب را جابه‌جا کنند. اگر کسی به عنوان مشورت، مطلبی خدمت آیت‌الله مشکینی می‌گفت، ایشان به نقل کرد او احترام می‌گذاشتند و اگر بنده نقل کردی را می‌گفتم، اعتماد می‌کـــردند؛ همچنین ایشان به نقل کرد زیادی از دوستان که از برخی از مسائل سیاسی و اجتماعی هشدار افزایشی داشتند اعتماد می‌کـــردند. همین مشورت‌پذیری آیت‌الله مشکینی، پل ارتباطی محکمی بین ایشان و دیگران ایجاد می‌کـــرد.

 

 دلیل آیت‌الله مشکینی با آن جایگاه علمی و پایه تقوا، مرجعیت را قبول نکـــردند؟

آیت‌الله مشکینی حقیقتا از سرمایه‌های ارزشمند حوزه بودند و افراد مختلفی به ایشان پیشنهاد می‌کـــردند که جا دارد مرجعیت را بپذیرند، ولی ایشان می‌فرمودند: «نمی‌توانم زیر بار این مسئولیت سنگین بروم و به هیچ وجه در این مورد با من بحث نکنید!» آیت‌الله مشکینی هستاد مسلم درسهای سطوح عالی، درس خارج و درس اخلاق بودند و مسلما اگر وارد بحثهای مرجعیت هم می‌انجام گرفتند، از ایشان هستقبال می‌انجام گرفت، اما خودشان این مسئله را رسما رد کـــردند.

 

 به درس اخلاق آیت‌الله مشکینی اشاره کـــردید. این درس چه ویژگیهایی داشت؟

درس اخلاق آیت‌الله مشکینی معروف بود. بنده در پایان جلسات درس اخلاق ایشان که شرکت می‌کـــردم، همواره به یاد این روایت می‌افتادم: «دیدار او انسان را به یاد خدا می‌اندازد». ایشان در تعداد جمله، مخاطبان را نصیحت می‌کـــردند و همواره می‌فرمودند: «مراقب خودتان باشید».

 

 کدام ویژگیهای شخصیتی را در ایشان برجسته می‌دیدید؟

آیت‌الله مشکینی فوق‌العاده ساده‌زیست بودند و به هیچ وجه اهل تشریفات نبودند. تازه این اواخر که پادرد داشتند، قبول کـــرده بودند که در اتاق بیرونی منزلشان، روی صندلی بنشینند. در خانه‌شان حتی یک مبل هم نداشتند. منزل محقر و کوچکی در نزدیکی منزل آیت‌الله جنتی داشتند تا اینکه در این اواخر، که مدیر مجلس‌رویدادگان و دبیر جامعه مدرسین بودند و مراجعات به ایشان زیاد بود، به خانه‌ای در خیابان مالک آمدند تا حفاظت و امنیت ممکن شود و شرایط خانه‌شان کمی بهتر انجام گرفته بود.

زیاد به خدمت به حوزه و طلاب علاقه داشتند و برای تربیت آنها، مدرسه‌ای به نام«الهادی» درست کـــردند و نیز یک واحد انتشاراتی را هم راه انداختند. زمانی که مدیر قوه قضائیه بودم، یکی دو مورد کارهای مدرسه یا کتابخانه‌شان را به من ارجاع دادند که موضوع حل و فصل شود و من دیدم که ایشان چقدر آسوده همه چیز را به عهده بنده قرار دادند و فرمودند: طبق مقررات و ضوابط عمل شود. هرگز دستور نمی‌دادند که باید این کار بشود یا نشود. زیاد صمیمی، صادق، پاک و باصفا بودند.

این اواخر آمادگی عجیبی برای مرگ پیدا کـــرده بودند و تکمیلا از حرفهایشان پیدا بود. ما می‌گفتیم: این جور مواقع معمولا به پزشکان کشورهای دیگر مراجعه می‌کنند. حداقل یک سفر خارجی بروید، ولی ایشان قبول نمی‌کـــردند و می‌گفتند: «مشکلی نیست. همین جا زیر نظر پزشک هستم!». در روایات هم داریم که آقاان خدا در آخر عمر آمادگی خاصی پیدا می‌کنند.

 

 مشرب سیاسی ایشان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در مسائل سیاسی، فقط دیدگاه‌های حضرت امام و مقام معظم رهبری را قبول داشتند و غیر از تعابیر علمی و مرتبط به جایگاه رهبری، در مورد این دو بزرگوار، همواره از تعابیر ارادتمندانه هستفاده می‌کـــردند و به این شکل، علاقه خود را به جایگاه ولایت ابراز می‌کـــردند. همواره چه در مجلس‌رویدادگان و چه در جلسه نهایی ــ که در حضور رهبر معظم انقلاب تشکیل می‌انجام گرفت ــ از ایشان با احترام و تحسین یاد می‌کـــردند. در جلسات جامعه مدرسین هم همین طور بودند. علاقه ایشان به امام و رهبر معظم انقلاب، ورای مسائل علمی و سیاسی و ولایت‌پذیری و در واقع نوعی مراد و مریدی بود. امام و رهبر نیز از ایشان به نیکی و با تجلیل نام می‌بردند. خدایش رحمت کند و در جوار رحمت خویش جای دهد.

 

 با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.