فون فایندر

اهداف قرارداد 1919 • فون فایندر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶

اهداف قرارداد ۱۹۱۹

دسته بندی : موبایل تاریخ : یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶

لرد کرخانوم، وزیرخارجه بریتانیا که شناخت و هشدارات جامعی در مورد ایران داشت، به قول نیکلسون در آرزوی ایجاد یک رشته دولتهای دست‌نشانده از کناره‌های دریای مدیترانه تا فلات پامیر بود تا بدین وسیله نه تنها از مرزهای هندوستان محافظت کند، بلکه ارتباط با امپراتوری گسترده بریتانیا را برقرار سازد و توسعه دهد.

آنچه تاریخ معاصر ایران را به‌ویژه در دوره قاجاریه تحت تاثیر قرار داده، نحوه آرزورویی ایران با قدرتهای جهانی هست. قدرتهایی که سیهستهای هستعماری‌شان گلوگاه ناحیه خاورمیانه و نبض تپنده آن، یعنی ایران را به انجام گرفتت می‌فشرد؛ کشوری که دارای منابع عظیم نفتی بود، موقعیت راهبردی خاصی داشت و خلیج فارس را به دریای خزر وصل می‌کـــرد، دارای منابع و مناطق مختلف آب و هوایی بود و حیاتی‌تر از همه با کشورهای زیادی مرز آبی و خشکی داشت؛ کشوری که هیچ‌گاه و طی دو جنگ بزرگ جهانی به‌رغم میل باطنی رهبرانش نتوانست بی‌طرفی پیشه کند و به‌اجبار وارد جنگ انجام گرفت و تحت اشغال نیروهای نظامی قدرتهای جهانی درآمد. به تعبیری می‌توان گفت که افزایشین تاثیر بر صحنه سیاسی ایران در این دوره را یا قدرتهای جهانی برجای گذاشته‌اند یا افراد تحت نفوذشان در ایران.

 

بدین‌ترتیب می‌توان تاریخی را ورق زد که صحنه صحنه آن آکنده از نقش قدرتهای جهانی هست. یکی از مقاطعی که حاکمیت در ایران دستخوش تغییرات سیاسی گردید و دولت مرکزی زیاد از آنکه تحت تاثیر تغییرات داخلی قرار گیرد متاثر از گیم قدرتهای بزرگ بود دوره پس از جنگ جهانی دوم و وقوع انقلاب در روسیه هست؛ انقلابی (کمونیستی) که تاثیر آن سالهای سال بر صحنه سیاسی ایران مشهود بود. در حقیقت تغییرات این مقطع تاریخی، چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی، به سمتی پیش رفت که سرانجام کشور در نهایت حضیض، طی قرارداد ۱۹۱۹ زیر سلطه همه‌جانبه انگلیس قرار گرفت؛ قراردادی که پهنه و گستره سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور را می‌بلعید و ایران را به صورت یک مستعمره پایان‌عیار انگلستان درمی‌آورد؛ قراردادی که مخفیانه امضا انجام گرفت و با موج مخالفت گسترده آقام و روحانیان روبه‌رو انجام گرفت و سرانجام ملغی اعلام گردید؛ به صورت حتم این قرارداد بعدا به شکل دیگری، یعنی کودتای ۱۲۹۹ توسط رضاخان میرپنج و سیدضیاء و دیگر عمال انگلستان در ایران، جامه عمل پوشاند. در واقع هنگامی که سناریو دولت بریتانیا برای فردا ایران در شکل و شمایل قرارداد تحقق نبخشید، این کشور سیهست هستعماری‌اش را از راه کودتا دنبال کـــرد. پژوهش زیر در پی آن هست تا با بررسی این مقطع حیاتی از تاریخ معاصر ایران، چشم‌انداز روشن‌‌تری از این واقعه سیاسی به‌دست دهد و اهداف این قرارداد را به صورت واضح‌تری به تصویر کانجام گرفت.

 

مقابله با کمونیسم

پس از پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، که به سقوط تزاریسم منجر انجام گرفت، رژیم جدید روسیه درصدد برآمد خود را موجه جلوه دهد و شعارهای طرفداری از توده را مطرح کند و به تجاوز تزارها نسبت به همسایگان پایان بخانجام گرفت. آقام ایران که زیاد از یک قرن ستم تزارها را لمس کـــرده و بارها با تهاجم آنها روبه‌رو انجام گرفته بودند خوشحال انجام گرفتند و تصور کـــردند سقوط روسیه تزاری مقدمه‌ای برای دوران آزادی و خانومدگی توام با هستقلال خواهد بود؛ خیالی که حوادث پس از آن نشان داد سرابی زیاد نبوده هست. در پی انقلاب بلشویکی، توافقهای میان روسیه تزاری و پادشاهی انگلستان علیه پایانیت ارضی ایران از بین رفت و در پایان جنگ جهانی نخست که به پیروزی متفقین انجامید، روسیه با انقلاب بلشویکی و آلمان و عثمانی با شکست و تجزیه از سپهر سیاسی ایران خارج انجام گرفتند؛ در نتیجه، سرنوشت خاورمیانه در دست یکی از فاتحان بزرگ جنگ جهانی نخست، یعنی پادشاهی بریتانیا، قرار گرفت که سابقه و عقبه‌ای طولانی در این ناحیه پرآشوب جهان داشت. در همین اوضاع، لرد کرخانوم، وزیرخارجه انگلیس، که مظهر سیهست هستعماری آن قدرت به‌شمار می‌آمد، نقشه‌های گسترده‌ای برای سلطه بر آسیا طرح کـــرد.۱

 

نگرانی انگلیسیها از ظهور و نفوذ کمونیسم در اسنادی که محمدجواد شیخ‌الاسلامی بررسی کـــرده به‌نیکوی مشهود هست. در یکی از این اسناد که جزء اسناد محرمانه وزارت امورخارجه بریتانیهست، ژنرال آیرونساید، از افسران بنام انگلیسی که نقش حیاتیی در کودتای ۱۲۹۹ داشت، بر این عقیده هست که نیروهای بلشویک همراه ترکها قصد حمله به خاک آذربایجان و تصرف منطقه تبریز را دارند.

 

انگلیسیها در گام نخست تقویت جمهوریهای ضدکمونیست قفقاز را در پلن خود قرار دادند و با کمک ژنرال تامپسون، یک میسیون نظامی، نیروهایی در کشورهای یادانجام گرفته به‌وجود آوردند تا در صورت حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی بتوانند سدی در برابر آن ایجاد کنند؛ همچنین با حمایت انگلیسیها، دولت جمهوری مساوات آذربایجان به برقراری روابط سیاسی با دولتهای خارجی اقدام کـــرد. دولت ایران و دولت عثمانی نیز به ترتیب دولت آذربایجان را به حتمیت شناختند و روابط سیاسی دوجانبه را آغاز کـــردند.۲

 

نگرانی انگلیسیها از ظهور و نفوذ کمونیسم در اسنادی که محمدجواد شیخ‌الاسلامی بررسی کـــرده به‌نیکوی مشهود هست. در یکی از این اسناد که جزء اسناد محرمانه وزارت امور خارجه بریتانیهست، ژنرال آیرونساید، از افسران بنام انگلیسی که نقش حیاتیی در کودتای ۱۲۹۹ داشت، بر این عقیده هست که نیروهای بلشویک همراه ترکها قصد حمله به خاک آذربایجان و تصرف منطقه تبریز را دارند. به نظر ژنرال آیرونساید این حیاتی‌ترین خطری هست که پایانیت ارضی ایران را در زمان حاضر و در فردا تهدید می‌کند و بنابراین وی به ارسال اسلحه و حیاتیات برای شاهسونها اقدام کـــرده هست.۳

 

جلوگیری از رانجام گرفت جنبشهای آزادی‌خواهانه

انگلیسیها همچنین از رانجام گرفت جنبشهای آزادی‌خواهانه در ایران به‌انجام گرفتت نگران بودند. جنبش شیخ محمد خیابانی در آذربایجان و میرزا کوچک‌خان در شمال ایران از این دست بودند؛ جنبشهایی که در پی آزادی نسبی الهام‌گرفته از انقلاب مشروطه در ایران پدید آمده بودند؛ به همین دلیل انگلیسیها کوشیدند آنها را خفه کنند و نگذارند آثار این جنبشها به مناطق دیگر ایران و به تبع آن هندوستان سرایت کند. آنها خود را برای اشغال تکمیل ایران آماده کـــرده بودند و این کار را در نیمه سال ۱۹۱۸ انجام دادند. در عین حال در جنوب و توسط افرادی چون شیخ خزعل حرکتهایی نیز برای تجزیه ایران انجام انجام گرفت که با منافع انگلستان هماهنگ نبود و به همین دلیل این قدرت به آنها توجه‌ای نکـــرد. در واقع بریتانیا به منظور حفظ موقعیت برتر خود نسبت به اتحاد جماهیر شوروی در ایران با این گونه حرکتها مقابله کـــرد.۴

  

تبدیل ایران از شرایط نیمه‌هستعماری به شرایط هستعماری

در گام دوم، انگلیسیها برای انعقاد قراردادی محرمانه با وثوق‌الدوله وارد مذاکره انجام گرفتند؛ قراردادی که ایران را دو دستی تحویل انگلستان می‌داد. این قرارداد در نهم اوت ۱۹۱۹ بین وثوق‌الدوله و سرپرستی کاکس، وزیرمختار دولت انگلستان، امضا و تکمیلا محرمانه نگه داشته انجام گرفت. به موجب این قرارداد، نظارت بر تشکیلات مالی و نظامی ایران منحصرا در دست مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت. در مقابل، دولت انگلستان متعهد انجام گرفت وامی به دولت تایم ایران بدهد و خساراتی را که در جنگ جهانی نخست به ایران وارد کـــرده بود جبران و به احداث راه آهن جدید و تجدیدنظر در تعرفه‌های گمرکی اقدام کند. جان فوران بر این عقیده هست که سیهست بریتانیا در ایران بعد از سال ۱۲۹۷ دو دنبال عمده را دنبال می‌کـــرد: بریتانیا خوهستار آن بود که از تعهدات نظامی خود در ناحیه خاورمیانه بکاهد. در واقع هزینه بالای اقتصادی و نظامی بریتانیا در خاورمیانه رهبران این کشور را بر آن داشت تا راهی برای کهستن از دامنه تعهدات خود نسبت به ناحیه بیابند، اما در پیش گرفتن چنین سیهستی خلا قدرتی به‌وجود می‌آورد که دامنه و پیامدهای آن برای منافع بریتانیا تعدادان مشخص و روشن نبود. لرد کرخانوم، وزیر خارجه بریتانیا، که شناخت و هشدارات جامعی درباره ایران داشت، به قول نیکلسون در آرزوی ایجاد یک رشته دولتهای دست‌نشانده از کناره‌های دریای مدیترانه تا فلات پامیر بود تا بدین وسیله نه تنها از مرزهای هندوستان محافظت کند، بلکه ارتباط با امپراتوری گسترده بریتانیا را برقرار سازد و توسعه دهد. در این خانومجیره دولتهای حایل، ایران ضمن آنکه ضعیف‌ترین حلقه به‌شمار می‌آمد، حیاتی‌ترین حلقه نیز بود. ابزار ادغام ایران در این خانومجیره، قرارداد ۱۹۱۹ بود.۵  

 

تضمین هستفاده از منابع اقتصادی ایران

با خروج نیروهای شوروی از ایران، انگلستان به یکه‌تاز صحنه اقتصاد ایران تبدیل انجام گرفته بودند. این قدرت در ایران از یک انحصار بازرگانی واقعی برخوردار بود: نفت جنوب کشور در دست انگلیسیها بود، تلگراف را انگلیسیها مدیریت می‌کـــردند، علاوه بر آن، مکاتبات پستی را نیز همین قدرت کنترل و بازرسی می‌کـــرد و بانک شاهنشاهی، که دارای امتیاز انحصاری نشر اسکناس بود و به صورت هستثنایی معاملات با بقیه کشورها را در انحصار داشت، نیز متعلق به انگلیسیها بود.۶

 

بدین ترتیب برای انگلیسیها دغدغه دیگری غیر از تحمیل سیهست خود و تحکیم هر چه افزایش آن باقی نمی‌ماند و این دنبالی بود که انگلیس مامور انجام آن گردیده بود و در مقابل خود در ایران سلطنت تضعیف‌انجام گرفته‌ای را می‌یافت که در میان دستهای پادشاه جوانی قرار گرفته بود که برای رهبری کشوری همچون ایران، آن هم در آن تندبادهای سیاسی و بین‌المللی، خام و بی‌تجربه به نظر می‌رسید؛ بنابراین فرصت برای انگلیس هستعمارگر قدرتمند زیاد معقول بود که به شکلی ایران را در چنگال گیرد و اهداف هستعماری خود را پایان و کمال در ایران به پیش برد.۷  

 

در پایان باید گفت به واسطه عوامل داخلی و بین‌المللی، مواخانومه قدرتهای خارجی در ایران، در این مقطع تاریخی با تغییراتی روبه‌رو انجام گرفته بود. در حقیقت سپهر سیاسی ایران، که تا پیش از این مواخانومه‌ای میان امپراتوری تزارها و بریتانیا بود، به‌هم خورده و لندن به گیمگر اصلی عرصه سیاسی، نظامی و اقتصادی آن بدل انجام گرفته بود که نمود عینی آن در قرارداد ۱۹۱۹ و بعد از آن، در کودتای سوم اسفند متبلور انجام گرفت.

وثوق‌الدوله با امضای قرارداد ۱۹۱۹ درهای اعتماد و اطمینان آقام را به روی خود بست

شماره آرشیو: ۵۳۴-۴ع